ادبیات

شهر من

شهر من

من در شهری لمیده در میان درخت‌ها و رودها و آبگیرها بزرگ شدم. انزلی، لطفِ طبیعت بود. دست‌های سخاوتمند طبیعت مدام بر شانه‌ی ما بود. هیچ روزی بدون معاشرت با او نمی‌گذشت. همه‌جا و همه‌وقت حی و حاضر بود. زنده بود.

گیلان جان

گیلان جان

بیگانه مملکتا دیمه بنام
گیلان جان
بامومه تی کشه میان
مره قایم کشه گیر
کی تی کشه میان، بیمیرم

وصف رشت

وصف رشت

خوش‌ترین توصیف رشت را از زبان اکبر رادی شنیده‌ام در مواجهه با پرسشگر کتاب مکالمات. خاطرات نوستالژیک گیله‌مردی است که فقط یازده سال در رشت بود و پنجاه و هفت سال با رشت در بیرون رشت زندگی کرد.

محمود پاینده لنگرودی

محمود پاینده لنگرودی

لنگرود، شهر ادبیات است و محمود پاینده لنگرودی، ستاره‌ای پرنور در آسمان آن. او از نخستین پیروان شعر نیمایی بود و افزون بر فارسی، به زبان مادری‌اش نیز اشعار دلنشینی می‌سرود.

جهانگیر سرتیپ‌پور

جهانگیر سرتیپ‌پور

مدتی ست درباره‌ی جهانگیر سرتیپ‌پور تحقیق می‌کنم و هرچه پیش‌تر می‌روم، حیرتم افزون‌تر می‌شود. مردی که هم مدیر و سیاستمدار بود، هم پژوهشگر و ادیب.

دادگری و خرد

دادگری و خرد

فزون از خرد نیست اندر جهان
فروزنده‌ی کهتران و مهان
هر آن کس که او شاد شد از خرد
جهان را به کردار بد نسپرد

نازوک لافند

نازوک لافند

شعری به غایت لطیف از بارورجان که روحی به همین نازکی دارد، همچون «نازوک لافند».

بندرانزلی چاپ فرانسه

بندرانزلی چاپ فرانسه

هشت نه سال پیش بود که از پرستو حقی خواستم با سبک شخصی‌اش در تصویرسازی، یک فریم انزلی برایم «بسازد»؛ که ساخت.

سیروس طاهباز

سیروس طاهباز

دوم دی‌ ماه، زادروز سیروس طاهباز بود. بی‌آن‌که در انزلی به یادش جمع شوند یا حتی کسی از کوچه‌ای که به نام او باشد عبور کند!