سد لاسَک

توسط Arvin Ilbeigi
2018-08-26
1 دقیقه خواندن

اعتراض دوستداران محیط‌زیست و میراث طبیعی به پروژه‌ی جنجالی «سد لاسَک» گیلان، فغان و فریاد به پرهیز دولت از فهم یک اصل ساده است:
هیچ فعالیت اقتصادی و توسعه‌‌ای، نباید به قیمت تخریب میراث طبیعی و ذخایر ارزشمند ملی تمام شود.
اگر دولت به بهانه‌ی فشار نمایندگان و مراکز قدرت محلی، یا بحران‌های آبی و زیست‌محیطی (که باز هم امثال خودش مسبب آن بوده‌اند) از مسئولیتِ درک و عمل به این اصل روشن شانه خالی می‌کند، نه فقط سرمایه‌ی اجتماعی را تضعیف کرده، که ارثیه‌ای تاریک از انواع بحران‌ها و قحطی‌ها برای آیندگان باقی خواهد گذاشت. اگر سازمان‌های حافظ محیط زیست و میراث طبیعی ایران امروز، در مقابل وزارتخانه‌های انرژی و عمران کشور (و شرکت‌های بزرگ پیمانکاری حول آن‌ها)، تن لاغر و توان محدودی دارند، مشکل آیندگان نیست.
درباره‌ی سد لاسک داده‌ها و آمار‌های متناقضی در سایت‌ها می‌چرخد که نشانه‌ای ست از عدم شفافیت دولت در تمام سطوح کارشناسی و تصمیم‌گیری. از یک سو صحبت از «تأمین آب شرب» برای شهرهای پایین‌دست گیلان می‌‌کنند (درحالی‌که همه از بحران شهرهای آن‌طرف البرز آگاهند!) و از سوی دیگر در اسناد شرکت مدیریت منابع آب ایران، هدف از این سد را «تأمین آب کشاورزی» می‌نویسند. نماینده‌ی اصلاح‌طلب فعلی شفت و فومن، به فشارها و پیگیری‌هایش در آغاز این پروژه (که حتی دولت احمدی‌نژاد از اجرایش سر باز زده بود!) افتخار می‌کند. در حالی‌که هنوز مصاحبه‌های نماینده‌ی قبلی – که اصلاح‌طلب هم نبود – را به یاد داریم که می‌گفت مخالف این سد است چون ۴۷ هکتار از جنگل‌های باستانی هیرکانی را نابود می‌کند و ما را در جهان زیر سؤال خواهد برد. اما اکثر کارشناسان غیرسیاسی، سطح نابودی ذخایر منحصربفرد این جنگل را دو برابر این مقدار (۹۵ هکتار) برآورد کرده‌اند، که تأثیر شدیدش بر کاهش دبی آب ورودی به تالاب انزلی را نیز باید به زیان‌های آن افزود… به راستی در این استان چه خبر است؟ چطور در زمانه‌ای که تمام کارشناسان ملی از اشتباهات تاریخی دولت‌های گذشته در توسعه‌ی سدسازی ایران فریاد می‌زنند، مدیر آب منطقه‌ای گیلان پشت تریبون می‌رود و با خیال راحت از برنامه‌‌ی سازمانش برای احداث چهارده سد جدید در این استان آسیب‌پذیر حرف می‌زند؟! چرا هر نماینده‌ا‌ی حق دارد -به بهانه‌ی توسعه- گروهی مقام و مدیر محلی را پشت سرش راه بیندازد و از سویی این پیراهن سبزِ چاک چاک را بکشد؟ تا به کی بخشی‌نگری‌ و فرار از تفکر، برای آینده‌ی ایران هزینه بتراشد و مردم آبادی‌های مختلف گیلان را به خصم هم تبدیل کند؟