دیو در لباس توسعه

توسط Arvin Ilbeigi
2019-05-19
1 دقیقه خواندن

حالا دیگر پروژ‌ه‌ی سد لاسک به پرونده‌ی حیثیتی فعالان محیط‌زیست و کنشگران اجتماعی گیلان در تقابل با «مدیران سرسپرده به دیو توسعه‌ی ویرانگر و ناپایدار» تبدیل شده است. گویی که شکست هرکدام از این دو جبهه، نمایانگر توان اجتماعی ما برای نجات میراث طبیعی و زیست‌بوم گیلان خواهد بود. نشست هفته‌ی پیش دانشگاه گیلان مشخص نمود که چگونه کارشناسان فنی سازمان‌های صاحب قدرت دولتی، برای تحقیر و به حاشیه‌راندن دوستداران زمین، از همان تکنیک‌های قدیمی عددسازی‌های مغلطه‌آمیز و نمایش‌های مهندسی استفاده می‌کنند و با کم‌دانش جلوه دادن مخالفان سعی دارند طرح‌های مطلوب خود را در خور صفت‌های «حساب‌شده» و «ملّی» نشان دهند. در حالی که اگر منافع ملی مد نظر باشد، تمام این پروژه‌های بزرگ‌مقیاسِ ویرانگرِ منابع طبیعی و محیط زیست، شایسته‌ی صفت «ضدملّی»اند. چطور نابودی تالاب بین‌المللی انزلی که نگهدار تعادل زیستی بی‌شمار موجودات و گیاهان و اقلیم منطقه است، می‌تواند ملّی باشد؟ اساساً چطور حیات و ممات چنین ثروت غیرقابل جایگزینی می‌تواند مورد معامله با هرگونه توسعه‌ای قرار گیرد؟ چطور پاکتراشی نود و پنج هکتار از جنگل‌های باستانی هیرکانی که میراث زنده‌ی کره‌ی زمین هستند، به سادگی هرچه تمام‌تر وجه‌المصالحه‌ی گفت‌وگوی سه‌جانبه‌‌ی وزارت نیرو، نمایندگان مجلس و سازمان حفاظت محیط زیست (بر اثر تقسیم بودجه، حفظ مقام و جمع‌آوری رأی) قرار می‌گیرد؟ این چطور توسعه‌ای ست که به بهای ویرانی میراث یک سرزمین تمام می‌شود؟ کدام وجدان سالمی را مخاطب بگیریم و بپرسیم: پس «ظرفیت‌ تحمل اکولوژیک» چه می‌شود؟! اگر جایی از گیلان (فومن و شفت یا هرجای عزیز دیگری) ظرفیت توسعه‌ی صنعت کشاورزیِ سنتی‌ و کم‌بازده‌ی شما را ندارد، خب توسعه ندهید! این چه منفعت روزگذری ست که برایش موجودات زنده را می‌کُشید و  نسل‌های آینده را گرفتار می‌کنید؟ اگر برای تأمین آب شرب مردم گیلان مشکل دارید و مجبورید مسیر رودها را در تمام بالادست‌ها قطع کنید تا اکوسیستم پایین‌دست بمیرد، چرا هیچ (دقیقاً هیچ!) تلاشی برای پاکسازی آبراهه‌ها و پالایش پسماند و فاضلاب‌های مرگ‌آور نمی‌کنید؟ اگر در همه‌ی این کارها ناتوانید، چرا دستکم جلوی سیل ویلاسازان و هجوم دیوهای سوداگری زمین و مستغلات را نمی‌گیرید که هیچ ابایی از تغییر کاربری اراضی و بلعیدن کوه و جنگل و ساحل ندارند؟ چرا درهای منطقه‌ای که ظرفیت جمعیت بیشتری را ندارد به روی هر جمعیتی که دلش خواست باز است؟… خلاصه اینکه چرا قیمت ارزش‌های اخلاقی و مسئولیت اجتماعی‌تان این‌قدر ارزان است؟