بلوار انزلی
بلوار انزلی، مهمترین و آخرین فضای عمومی باقی مانده از انزلیِ قدیم است. در بیستوهشت سال گذشته هر کدام از شهرداریها در اثر برآورد نادرست و تفکر اشتباه، ضربهای به این بوستان تاریخی وارد کردهاند و وصلهای ناجور بر آن افزودهاند.
هادی آمیغ
هنوز هم معتقدم هیچ لذتی عمیقتر از بازی فوتبال وجود ندارد و هیچ شعفی در جهان نیست که با لحظهی رساندن توپ به تور دروازهی یک حریف قدر، برابری کند. هنوز هم فقط برای تجربهی بازیهای «تا آخرین نفس» در کوچهها و زمینهای فوتبال انزلیِ آن روزهاست که حاضرم به کودکی برگردم… با این همه…
باز هم تخریب
ساختمان بانک ملی قدیم یا هتل تهران، یکی از مهمترین بناهای اطراف میدان انزلی بود که قسمتی از هویت معماری قدیم این شهر را شکل میداد. حال بخش اعظم آن عمارت بیبدیل را به بهانهی نوسازی ویران کردهاند.
لاکپشت گوشقرمز
محققان ایرانی و ژاپنی جایکا میگویند یک گونهی مهاجم به نام «لاکپشت گوشقرمز» در تالاب عینک رشت دیده شده است…
بازار ماهی
ساختمان بازار جدید ماهی انزلی – در خوشبینانهترین نگاه – نمونهای از «ناکارآمدی خیرخواهانه» است…
پرسش از هنر
برای چند نفر از ما مهم است که تابلویی اصل از آثار نقاشان چیرهدست انزلیچی را بر دیوار خانهمان داشته باشیم؟ تابلویی که شهر محبوبمان را به تصویر کشیده و فقط یکی از آن وجود دارد!
ورزش همگانی
عشق و تعلق خاطر به «ورزش»، جزو ویژگیهای ممتاز فرهنگ مردم انزلی ست. سالها پیش از آنکه چهرهی شهر تغییر کند و سالنهای بدنسازی و پرورش اندام از همهجا سر برآورد و به انتخاب اول جوانان تبدیل شود، انزلیچیها در زمینهای روباز عمومی شهر به ورزشهای متعدد گروهی میپرداختند.
سقوط ملوان
آنهایی که سقوط و نابودی «ملوان» را جدی نمیگیرند، متوجه این حقیقت نیستند که در درازنای تاریخ این شهر، دامنهی تأثیر و اهمیت «ملوان» از یک باشگاه ورزشی فراتر رفته و به محل تبلور هویت جمعی مردمان انزلی تبدیل شده است.
گذری کوتاه
در تجربهی این همکاری باید بگویم با وجود آنکه شیراز شهر شعر و ادب است و «پایتخت فرهنگی ایران» نامش نهادهاند، برداشتم از مشاهدات میدانی کوتاه و گفتوگوی شتابزده با هنرمندان آنجا این بود که گیلان (با مجموعهی شهرهای مهمترش)، زمینهی انسانی بیشتری برای کسب این جایگاه فرهنگی دارد.
گرافیک شهری
از اواخر دههی شصت، نابسامانی گرافیک شهری ایران آغاز شد و پس از رواج نرمافزارهای کامپیوتری، به یک بحران بصری در خیابانهای کشور تبدیل گردید. بیش از همه، سردر مغازهها بود که با حملهی فونتهای بیهویت و پرایراد کامپیوتری مواجه شد.
